تاریخ معاصر ایران

از سلطنت رضاشاه تا امروز

شهر نو

شهر نو ، مظهر فساد قبل از انقلاب

در هر جای دنیا که یک کلنی آمریکایی و انگلیسی وجود دارد در کنار آن مراکز فحشا ، قمار و مشروب خواری دیده می شود .

در ایران هم انگلیسی ها و آمریکایی ها مبشر و مروج فساد و فرهنگ منحط خود بودند .

توسعه ی محله ی بدنام تهران نیز از سال 1332 و پس از کودتای آمريکایی 28 مرداد شروع شد .

قلعه ی شهر نو یکی از محلات قدیم خیابان جمشید بود که البته هسته ی اولیه ی آن در زمان محمد علی شاه قاجار گذاشته شد .

در آن زمان افراد خلافکار این محل را که بیرون از دروازه ی قزوین وجود داشت ، به مامن و محل خلافکاری های خود قرار مبدل كرده بودند .

از جمله ی این افراد شخصی به نام  محمود عرب بود که زنان بیچاره و بی کس و کار را از شهرستان ها و دهات می ربود و به این محل می آورد و مورد استثمار جنسی قرار می داد .

در اواخر حکومت احمد شاه قاجار این محل که سابقاً محله ی قجر ها نام گرفته بود تغییر اسم داد و به واسطه ی احداث دروازه قزوین ، دروازه نامیده شد .

در اوایل حکومت رضاشاه شخصی محمد نام به واسطه ی سپید بودن موی سر و ابرو به زال محمد معروف بود دایر امور این محل گردید که با کمک عوامل و اذناب خود زنان و دختران بخت برگشته را از قراء و قصبات دور افتاده و حتی شهر ها به لطایف الحیل می فریفت و یا می ربود و به این محل می آورد و در اختیار افراد خوشگذران قرار می داد

هرجه زال ممد سفید روی و سپید موی بود (و سیاه باطن !) ، عبدالمحمود عرب قوی هیکل و با چهره ی سیاه و آفتاب سوخته بود که علاوه بر قوادی چندین شیره کش خانه ی بزرگ هم در این محل دایر کرد که پاتق شیره ای های تهران گردید و هنوز که هنوز است پس از گذشت بیش از هفتاد سال در پیاده رو های ان محل تعدادی افراد معتاد دیده می شوند که روزگار سیاه آن ها امتداد آن عصر تاریک است ...

محلی که در آن چند خانه متعلق به حاج محمود عرب قرار داشت کم کم به گذر حاج عبدالمحمود معروف شد . پس از به سلطنت رسیدن رضا شاه در سالهای 1291 تا حدود سال 1305 یکی از بیماری های واگیر که به معضلی برای جامعه تبدیل شد بیماری سفلیس بود .

رضا شاه به منظور جلوگیری از شیوع بیماری دستور جمع آوری فواحش و تخریب زاغه ها و آلونک های گذر حاج عبدالمحمود را صادر کرد و شخصی به نام قوام دفتر مسئول نقشه بندی و بازسازی ایم منطقه شد .

قوام دفتر خیابانی جدید به موازات خیابان حاج عبدالمحمود ساخت و یک فرد زرتشتی خیر به نام ارباب جمشید که از پارسیان هند و تجار مقیم این کشور بود هزینه ی احداث ده ها خانه در آن محله به منظور اسکان زنان فریب خورده و بی سرپرست را تقبل کرد و ضمنا به منظور تامین مخارج این زنان و فرزندان آنها ده ها باب مغازه در این محله ساخته شد تا از کرایه ی آنها به زنان بی سرپرست یا گمراه حقوق ماهیانه داده شود تا به این ترتیب از گرویدن مجدد آنها به راه خطا (جهت تامین مخارج زندگی) جلوگیری گردد .

این تمهیدات و خیر اندیشی ها آنطور که انتظار می رفت نه تنها باعث از میان رفتن فساد وفحشا در این منطقه نشد ، بلکه با نوسازی محله و خیابان های آن و احداث منازل جدید و نوساز ، تجارت سکس در این منطقه رونق تازه ای یافت و محله که با نیت بشر دوستانه و خیرخواهانه ی ارباب جمشید ساخته شده بود ، محله ی جمشید نام گرفت و ارباب جمشید باقیات الصالحاتی (!) برای خود باقی گذاشت که تا بعد از پیروزی انقلاب پا برجا بود !

احداث خانه های جدید و تعریض و آسفالت دو خیابان جدید در این منطقه با عث شد تا مردم اسم دیگری هم بر این شهر بگذارند و آن را شهر نو بنامند . همچنین به پاس زحمات قوام دفتر (!) یکی از خیابان های محله ی بدنام را به نام او ثبت کردند !

در زمان جنگ جهانی دوم که نیروهای متفقین به تهران ریختند، شهر نو پاتق سربازان انگلیسی و آمریکایی شد اما نیروهای اتحاد شوروی به سبب انضباط آهنینی که استالین بر ارتش سرخ حاکم کرده بود جرات حضور در محله ی فساد تهران را پیدا نمی کردند .

با آنکه پلیس نظامی متفقین (M.P) در محله ی شهر نو و خیابان های اطراف محله ی جمشید مستقر بود معهذا تعدادی از سربازان آمریکایی و انگلیسی به دست مردم غیور تهران که نمی توانستند شاهد عیاشی اجانب در میهن خود باشند در همین محل به قتل رسیدند .

به همین خاطر سریازان متفقین تعدادی از خانه ای شهر نو را با تانک خراب کردند و سه نفر از صاحبان خانه ی فساد و سردسته هاي شهر نو را که سربازان غربی در خانه های آنها به قتل رسیده بودند را در همان محل اعدام کردند . در آن زمان بیشتر آوارگان لهستانی در محل فعلی کارخانه ی برق میدان شهدای تهران (ژاله ی سابق) نگهداری می شدند . آمریکایی ها تعدادی از این زنان بخت برگشته و جنگ زده ی لهستانی را که در طول جنگ خانواده های خود را از دست داده بودند به محله ی شهرنو آوردند تا عیش عشرت سربازانشان را تامین کنند .

پس از پايان جنگ و خروج متفقين از تهران اين زنان بخت برگشته تا چند سال بعد در شهر نو باقي ماندند و كوچه لهستاني ها در انتهاي خيابان دوم شهر نو به نام آنها معروف بود .

اين محل 135 هزار متر مربع مساحت داشت و منطقه جمشید با توجه به ميزان آلودگی و كيفيت محیط به دو ناحیه اصلي و فرعي تقسيم مي شد .

ناحيه ي اصلي در محدوده ي خيابان هاي كميل ، استخر ، قنات و قوام واقع شده و داراي 36 كوچه بود و در هر كوچه 30 الي 50 خانه وجود داشت و در هر خانه چندين خانواده ي توامان زندگی مي کردند و در پاره اي موارد دیده مي شد كه در يك اتاق چند مرد و زن با هم به سر مي بردند و داراي فرزندان نا مشروعي نيز مي شدند كه اين كودكان معصوم در همان اتاق شاهد اعمال وقيح آنان بودند . كل اين محدوده مركزيتي در شهر تهران ، و در كل ايران بود كه جرايمي از قبيل روسپي گري ، توزيع مواد مخدر ، سرقت و ديگر جرايم از آن منتشر مي گرديد و محل امني براي زندگي متخلفين و مجرمين در سطح كشور بود .

ناحيه ي فرعي در محدوده ي خيابان هاي استخر و نوروزي فرار داشت كه ميزان آلودگي در آن به مراتب كمتر بود .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 11:4  توسط صادق  |