مصاحبه ای با ابراهیم یزدی(۶)
اولين واكنش ها به خبر سفر شاه
اجازه بدھید مقداری شتاب روایت تحولات را بیشتر کنیم. روز 26 دی 1357 شاه از ایران رفت. مسائل آن روز و در درون ایران را ھمه می دانیم که بختیار به او گفته بود که نباید پیش از رأی اعتماد مجلس به من از کشور خارج شوید. مجموعه حوادث را از ورود شاه به پاویون فرودگاه و حوادث بعد از آن را شنیده ایم. من می خواھم بازتاب رفتن شاه را به صورت جزیی در پاریس بدانم. اولین واکنش امام بعد از شنیدن خبر رفتن شاه چه بود؟ و اگر به یاد می آورید به من بگویید که چه کسی این خبر را به ایشان داد؟
نقش بنی صدر
بگذارید در اینجا پرسشی را مطرح کنم. بنی صدر میگوید که امام در پاریس مشورت ھای نظری و تئوریک را با او انجام میدادند اما کارهای عملی را به شما سپرده بودند. این درست است؟
نه، چنین چیزی نیست! کارھای عملی یعنی چه؟ در نوفل لوشاتو مسئولیت کارھای اجرایی يا عملی با مرحوم مھدی عراقی بود. اصلا ما در آن کارھا دخالت نمیکردیم. اما من و آیت لله پیش از انجام ديدار ھا و مصاحبه ھا با ھم صحبت میکردیم. مثلا پیش از اولین مصاحبه آقای خمینی با تلویزیون آمريكا من برای ایشان توضیح دادم که این تلویزیون به چه گروهی تعلق دارد، رابطه اش با صھیونیستھا- چیست و ما باید چه موضعگیری کنیم. 50 میلیون بیننده دارد و ...
سفر به پاریس
چرا امام سفر به پاریس را نپذیرفتند؟
امام را به کویت راه ندادند...
چه شد به دهکده نوفل لوشاتو رفتید؟
این روزھا که امام وارد نوفل لوشاتو شدند چه تاریخی است؟
آماری از تعداد مصاحبه ھای امام در پاریس دارید؟
برنامه سیاسی انقلاب
برگردیم به ادامه گفت وگوی شما با امام در نجف، تیرماه 56 و پس از مراسم دفن شریعی در زینبیه. پس از آن شما دوباره به آمریکا برگشتید؟
بله.این گفت وگوھا انجام شد و من به آمریکا برگشتم. بعد از مدتی آقای دعایی پس از درگذشت [شھید] مصطفی خمینی به من زنگ زد. یعنی شریعتی در خرداد در گذشت و مصطفی خمینی در آذرماه . آقای دعایی پیغام داد که آیت لله خمینی می خواھند به تمام نامه ھایی که برای تسلیت به ایشان فرستاده شده پاسخ دھند و می گویند آن مطالبی را که قرار شد با دوستان صحبت کنید و به من پیشنھاد بدھید را ھم به من بگوئید. من با صادق قطب زاده مشورت کردم، با دکتر چمران در بیروت ھم تلفنی صحبت کردم و نظر تعدادی از فعالان در آمریکا را پرسیدم و پیشنھاداتی را از طریق آقای دعایی به ایشان در عراق منتقل کردیم...
مصاحبه ای با ابراهیم یزدی(2)
تصاحب ارتش از درون
برگردیم به روایت پیشین شما. گفتید که از آن پیشنھاد استقبال کردند.
بله استقبال کردند و گفتند که شما با دوستان مشورت کنید و برنامه ھایی را که به نظرتان می رسد به من پیشنھاد دھید. نخستین پیشنھاد من به ایشان در ھمان ديدار این بود که ما در جریان مبارزه، نھایتا با ارتش سر وکار پیدا مي کنیم. آمریکایی ھا ھم روی ارتش کار می کنند. شما با نبرد مسلحانه مخالفید. اما چه راھکاری را پیشنھاد میکنید ...
مصاحبه با آقاي ابراهيم يزدي (قسمت اول)
آقای دکتر یزدی. ابتدا ممنونم به خاطر وقتی که به ما دادید. قبل از ورود به بحث پاریس، شما پیش از آن در آمریکا بودید؟ چه شد که به پاریس رفتید و چه وقت؟
برای پاسخ به سوال شما باید کمی به عقب برگردم. سرآغاز این تغییر و تحولاتی که منجر به سفر آیت الله خمینی به پاریس شد از تیرماه سال 56 شروع شد. بعد از درگذشت یا شھادت دکتر علی شریعتی و پس از آنکه مراسم تدفین در شام برگزار شد من به نجف رفتم. تلگراف ھای زیادی به مناسبت شھادت شریعتی ارسال شده بود و ما ھم تعمداً به تمام گروهھا گفته بودیم که تلگراف تسلیت بفرستند.