تبليغاتX
تاریخ معاصر ایران
تمام تلخي ها و خوشي هايمان

كار هاي خوب و بدمان

كوچك ترين و بزرگ ترين كارهايمان

همه و همه جزيي از تاريخ شد...

بهتر بگويم سال 87 جزيي از تاريخ شد...

بياييد با كارهايمان

سال 88 را آنطور كه خودمان ميخواهيم بسازيم...

سال 1388 بر شما مبارك باد.

+ نوشته شده در جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 19:44 توسط صادق |

چگونگي دستگيري هويدا

 صبح روز 22 بهمن 57 امير عباس هويدا كه در يكي از مهمانسرا هاي ساواك در روستاي شيان در شرق تهران به سر مي برد ناكهان مشاهده كرد ماموران مراقبش او را ترك كرده و رفته اند. اين ماموران گرچه زندانبان هويدا بودند ولي در حقيقت جزو محافظان وي محسوب مي شدند و حالا كه ديگر كسي مراقبت از او را بر عهده نداشت ، اگر شورشيان حمله مي كردند ، هيچ كس نبود از هويدا دفاع كند ... هويدا تلفني با فرشته رضوي طبيب مخصوصش تماس گرفت. وي پس از مشورت با دوستان مورد اعتماد به هويدا پيشنهاد كرد كه در صورت امكان از آن محل فرار كند ولي هويدا با توجه به حساسيت روستايين به محل مزبور و آشنا بودن چهره هويدا براي آنها پيشنهاد فرار را غير عملي دانست. فرشته رضوي پس از مدتي به داريوش فروهر (از سران جبهه ملي) تلفني تماس گرفت. ساعتي بعد چند تن از گارد هاي انقلابي به همراه دو نفر ملا به منزل فرشته رسيدند و همره او به طرف روستاي شيان حركت كردند. به فاصله هر چند متر گروهي جلوي آن ها را مي گرفتند و و فقط موقعي اجازه عبور مي دادند كه ملا هاي درون اتومبيل خود را معرفي و به ماموريتشان اشاره مي كردند. امير عباس هويدا را ابتدا اين گروه به محل جبهه ملي بردند و بعد از آن در ساعت آخر روز از آنحا به مدرسه علوي محل استقرار امام خميني انتقال دادند.
(منبع شماره شش)
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:16 توسط صادق |